تبليغاتX
آیین بهشت
آیین بهشت
محرم

     فرا رسیدن ماه محرم را به همه شیعیان تسلیت می گویم    

   ماه خون و خروش و ماتم شده                 ماه خون خدا محرم شده

 اساساً تمام مسائل مربوط به حضرت امام حسین(ع) توام با غصّه و غم بوده است؛ انبیا و پیامبران خدا پیش از ولادتش همین که اسمش را میشنیدند هاله ای از حزن و اندوه بر چهره شان نمایان میگشت و اشکشان جاری می شد!

اولین مجلس روضه خوانی، آن روز در زمین تشکیل شد که حضرت آدم ابوالبشر به زمین هبوط کرد و برای پذیرش توبه اش از گناهی که مرتکب شده بود با تعلیم جبرئیل متوسل به نام های مبارک اصحاب کسا، پنج نور مقدس شد. همین که اسم پنجمین آنان به زبانش جاری شد که "یا قدیم الاحسان بحق الحسین" احساس تاثری در دل کرد و چشمش اشک آلود شد. از جبرئیل امین پرسید که این چیست در وجود من. و جبرئیل شمّه ای از وقایع حزن انگیز عاشورای نیامده را برای حضرت آدم بیان کرد و او را گریاند! آن روز جبرئیل روضه خوان شد و آدم، مستمع!

 

حضرت مهدی(عج) می فرمایند:

« من برای مومني که يادآور مصيبت جدّ شهيدم شود، سپس براي تعجيل فرج من دعا کند دعا مي کنم»

 

السلام علیک یا ابا عبدالله 

باور نمی کنید که خداست خونخواه حسین... ؟

"ابن ریاح روایت میکند که مرد نابینایی راکه روز شهادت امام حسین علیه السلام در کربلا حاضر شده بود دیدم ... کسی علت نابینایی اورا سوال کرد .جواب داد :

ماده نفر رفیق بودیم که برای کشتن حسین (ع)به کربلا رفتیم.ولی من شمشیر و تیر و نیزه به کار نبردم .چون حسین (ع)کشته شد به خانه خود بازگشتم و نماز عشا خواندم و به خواب رفتم . در عالم خواب شخصی نزد من آمد و گفت:" رسول خدا (ص) تو را میخواند . برخیز و اجابت کن ."

گفتم : "مرا با رسول خدا چه کار است؟"

آن شخص در عالم خواب گریبان مرا گرفت و کشان کشان نزد رسول خدابرد

دیدم پیغمر اکرم در بیایانی نشسته و آستینهای خود را بالا زده و حربه ای در دست گرفته و فرشته ای برابر او ایستاده و در دست او نیز حربه ای ایست از آتش . نه نفر از دوستان مرا کشت و به هر کدام که ضربه میزد سر تاپای آنها از آتش فرا میگرفت و میسوزانید .

من نزدیک رسول خدا-ص- رفتم و مقابل او زانو برزمین زدم و گفتم :" السلام علیک یا رسول الله " ولی آن حضرت جواب نفرمود و مدت زیادی مکث کرد . پس از آن سر خود را بلند نمود و فرمود:

"ای دشمن خدا !!! هتک حرمت مرا نمودی و عترت مرا کشتی و حق مرا رعایت نکردی....!!!"

گفتم : یا رسول خدا به خدا قسم من در کشتن فرزندانت نه شمشیر زدم و نه نیزه به کار بردم و نه تیری انداختم.

فرمود :" راست گفتی ولی سیاهی لشکرکشندگان حسین علیه السلام را زیاد کردی ...نزدیک من بیا"

من نزدیک آن حضرت رفتم دیدم تشتی پر از خون نزد اوست . به من فرمود "این خون فرزندم حسین است " پس از آن خون به چشم من کشید . چون بیدار شدم تا کنون چیزی را نمی بینم .

( بر گرفته از وبلاگ تشنه لب کربلا)

  

|+| نوشته شده توسط در 85/11/05 ساعت 19:38 |