تبليغاتX
آیین بهشت
آیین بهشت
چیست حقیقت مظلومیتش؟

 

 

اللهم صل علی فاطمه وابیها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

 

چه سنگین است تحمل غم نبود ام هستی . چه سنگین است باور نبود یاور امامت و ولایت ...

چه سنگین است قبول کردن این همه رنج و مصیبت بر بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا

 

آجرک الله بقیه الله و عجل علی ظهورک بحق امّک الزهرا

 

 

ای وای از این همه درد و رنج ... ای وای از درد دل حضرت زهرا (س) ...

آخر چه بود راز دل خونین زهرا (س) آخر چه بود راز در و دیوار راز آن پهلوی شکسته ؟

حقیقت غصه ی فاطمه چه بود ؟

چه حقیقتی است پشت این همه مظلومیت؟ این راز بسته شدن دست علی مرتضی چیست ؟

این غصه ها این همه عزاداری تا چه حد کمک به شناخت ما می کند؟

 

آیا غیر از این است که درد خانم حضرت زهرا به علت جهل مردم بوده ؟

آیا جز این است که دست علی بسته شد به علت عدم ادراک مردم؟

 

تمام غصه و اندوه چهارده نور پاک و انسان کامل بخصوص در این دوره حزن آقا صاحب الزمان به خاطر یک چیز است و آن عدم شناخت امام و جهل مردم است

 

هیچ زمان خانم حضرت زهرا (س) نه از درد پهلو و سینه و بازو سخنی به میان آوردند نه از سقط محسن خود ، بلکه همیشه مردم را به شناخت امامت و ولایت علی علیه اسلام سوق می دادند ... در تمام خطبه ای که برای زنان مهاجر و انصار بعد از آن حادثه جانگداز فرمودند شکایت ایشان از آنان این بود که به علت جهل و نادانی خود دست امامت را بستید ... این است راز بزرگ غربت و مظلومیت اهل بیت

 

 

همینطور که می دانیم تمام این ملعونین که روزی علی علیه السلام را خانه نشین کردند و روزی دست ولی خدا را بستند روزی در عید غدیر خم برای تبریک به همین ولی خدا حسنین را زیر دست و پا له کردند و با گفتن بخن بخن یا مولا با علی بیعت کردند

 

حالا چه شده اینان را که پس از رحلت جانگداز رسول خدا با اهل بیت او چنین کردند ؟ آیا جز عدم درک اینان بود که علی را فردی عادی می پنداشتند و برای او مقامی که خدا برایش نصب کرده قائل نبودند ...

 

و در این زمان نیز اگر کسی مانند اینان فقط دل به همین بیعت های دروغین خوش کند و از شناخت امامش در حد و توانش کوتاهی کند چه بسا مانند آنان است که امام خود را دیدند و او را یاری نکردند...و حضرت را تا آخر عمر از خود متنفر ساختند و کاری کردند که حضرت زهرا

فرمود : الهی عجّل وفاتی ...

 

 

خدا نکند که ما از اینان باشیم که صبح ها با مهدی فاطمه (عج) عهد می بندیم و می گوییم :

" عهدا و عقدا و بیعه له فی عنقی لا احول عنها و لا ازول ابدا "  و هنوز زمانی نگذشته عهد را زیر پا بگذاریم و با انواع گناهان دل نازنینش را به درد بیاوریم....

 

همین است راز نیامدن مهدی فاطمه (عج) بعد از گذشت 1173 سال ... چون جهل ما مهدی را در پرده غیبت نگه داشته ... و باید پذیرفت پرده ی غیبت خود ماییم با این همه جهل نسبت به نورانیت امام حی و حاضر....

 

 

 

یا فاطـــــــــر بحـق فاطــــــمه ما را در شناخت امام خود و خوشنودی حضرت زهرا که رضایت تو بر مبنای رضایت حضرت زهراست یاری بفرما.

 

 

 

|+| نوشته شده توسط در 86/03/28 ساعت 14:43 |

حضرت مهدي عجل الله تعالی شریف :

 

 

ما از رسيدگي و سرپرستي شما كوتاهي و اهمال نكرده و ياد شما را از خاطر نبرده ايم كه

 

اگر جز اين بود دشواريها و مصيبتها بر شما فرود مي آمد و دشمنان شما را ريشه كن

 

مي نمودند .

 

 

::: اللّهم عجّل لولیک الفرج :::

 

 

|+| نوشته شده توسط در 86/03/20 ساعت 15:50 |

انتظار فرج از نیمه خرداد کشم

                                                   

 روح خدا به خدا پیوست

 

از دیوان امام

آن را كه زمين و آسمانش جا نيست             بر عرش برين و كرسى‏اش ماوا  نيست

اندر دل عاشقش بگنجد، اى دوست             ايمان است اين و غير از اين معنا نيست

خرداد 1363

                                                               

                                     

 

 مقام معظم رهبری:

 

انقلاب اسلامی  بی نام خمینی در هیچ جای جهان شناخته شده نیست ، چرا که او آغازگر زمزمه انقلاب است و هم اوست که در لحظات سخت و دشوار رهبری کرد و از تنگنا گذرانید و از انقلاب اسلامی ایران پدیده ای عظیم و اسوه ای جهانی پدید آورد.

 

حضرت امام (قدس سره) یک رهبر بزرگ، یک پدر مهربان، یک معلم آگاه، و یک مرشد و مراد برای ملت ایران بود.

 

او یک عبد صالح و بنده خدا به معنای واقعی بود، من هیچ تعبیری بهتر از این تعبیر زیبای "عبد صالح" برای امام پیدا نمی کنم.

 

عامل اصلی در موفقیت این مرد آن معنویت و ارتباط با خدا و تقوا و کار برای خدا کردن و حتی کار را برای نتیجه ظاهریش انجام ندادن است ، بارها همه شنیده ایم که ایشان می فرمود:

 

« ما کار را برای نتیجه اش نمی کنیم، بلکه کار را برای تکلیف می کنیم . »

 

 

 

آیت الله العظمی اراکی (ره) :

 

کارهای امام فقط و فقط  برای رضای خداست ، و این مرد از آن مردهایی است که اگر در روز عاشورا بود ، این هفتاد و دو تن ، می شدند هفتاد و سه تن.

 

 

وصیتنامه امام مهربان : 

 

با دلي آرام و قلبي مطمئن و روحي شاد و ضميري اميدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص، و به سوي جايگاه ابدي سفر ميكنم. و به دعاي خير شما احتياج مبرم دارم.

 

 

 

شادی روح امام خمینی (ره) و شهدا صلوات

                                     

                                           پایگاه اطلاع رسانی امام خمینی

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط در 86/03/13 ساعت 22:57 |

یاس کبود
 

امشب گل باغ علي پژمرده گشته ، ماه از خانه مرتضي هجرت كرده و ستارگان عزادارند.

امشب كهكشان ولايت ، غرق در ماتم است و در سكوت شب ، صدايي جز نوحه علي و فرزندانش شنيده نمي شود.

حراميان در انديشه ظلمي ديگر به خواب رفته اند، و غرق در دنياي آلوده خويشند.

در اين دنياي اسرارآميز، زمين است كه همه ارزش آن به يك شهر است، و همه بهاي آن شهر، به يك خانه است.

كلبه اي كه باب شهرعلم و خيرة النساء العالمين به آن شرف حضور بخشيده اند.

هر روز صبح پيامبر اسلام بر اهل خانه اي در مدينه وارد مي شدند و دسته گل هاي سلام را تقديم اهل آن مي نمودند.

اهل آن خانه ، چه كساني بودند و چه سـِرّي در آن خانه نهفته بود  كه ارزشمندترين انسان هاي دنيا ، براي آن اين همه عظمت قائل بودند؟

علي( ع) ، او كه بايد از باب ولايتش وارد شهر علم نبي شد.

فاطمه(س) ، هم او كه دلدادگان كويش ، از آتش گمراهي رهايي يافته اند.

حسنين عليهما السلام ، همانها كه آقا و سيد دل هاي بهشتي مؤمنانند.

و زينبين عليهما سلام ، همان ستارگان پر فروغ دامان زهرا(س)  و ماجرا از اينجا شروع شد كه :

غم فراق پيامبر، چون ابرهاي درهم پيچيده، آسمان دل زهرا را فرا گرفت، و باران اشك، نمود دل طوفاني اش شد.

او تنها براي جدايي از پدر نمي گريست، بر مظلوميت علي (ع) هم اشك مي ريخت.

دنيا پرستان زرخواه زورگو، همان حسوداني كه به طمع رسيدن به مقام و به طمع عشق هاي آتشين، چشم دلشان كور شد، و گوش هاي انديشه شان ناتوان گشت، و زبان حق گويشان لال شد ؛ نخواستند ارزش وجود اهل بيت را كه درك كنند.

آنها، خفاشان شب خواهي بودند كه از تابش خورشيد حقيقت ، وحشت داشتند.

و زهرا، نور درخشان آسمان ولايت، خود را موظف ديد حق علي را بازپس گيرد .  نه اينكه علي شوهرش بود و او بايد ، براي رسيدن به تجمل هر طور كه شده حق همسرش را بگيرد ؛ نه ، زهرا، والاتر از دنياست، او آنقدر جميل است كه نيازي  به تجمل ندارد.

فاطمه(س) فرياد زد تا قرآن ناطق را خاموش نكنند.

او سخن گفت تا گوساله سامري نمود پيدا نكند.

گريست كه دل هاي زنگار گرفته و دنيا طلب آنها، با زلال اشك هاي او شستشو شوند.

اما ، آن« ايمان آوردگان مصلحتي» بر گردن خورشيد ريسمان افكندند، و بر صورت چون ماه زهرا، صاعقه سيلي زدند.

و پهلوي فاطمه را چون دل علي شكستند . شراب خواران مست از مي دنيا، باده گساران شهوت و مقام ، ياس خانه علي را پژمرده كردند. و علي ماند و تنهايي و غم ؛ و مهتاب، شاهد ناله هاي مولا بود.

اسماء، آب بريز تا طاهره مطهره را غسل دهم . اما نه، دست نگهدار.

خداي من! كبودي تازيانه بر پهلوي محبوبه ام...

زن، اين قدر با وفا و با حياء كه نگذاشت بدانم درد وجودش را.

بار خدايا! آن روز كه گل مهر زهرا(س) را در قلبم روياندي، حبيبت پاره تنش را در خانه من به امانت نهاد.

اما، گل ياس من، آن روز، نيلوفري نبود، و آسمان چهره اش نيلي نبود.

اين زمزمه هاي سوزناك علي بود از فراق محبوبه خدا، در شب غم. و فرزندانش چون بلبلان خزان زده بر گل پرپرشان اشك ريختند.

و ما...

ما كه خانه زهرا ، دردل هاي بي قرارمان است، ستاره دعا را از آسمان نياز مي چينيم، و از خداي زهرا مي خواهيم كه مهدي اش بيايد و قبر محبوبه مان را بر ما بنمايد

 

آجرک الله یا بقیه الله

 

|+| نوشته شده توسط در 86/03/10 ساعت 3:19 |

کانون وبلاگ نویسان مذهبی

بسم الله الرحمن الرحیم


این جا ایران است...صدای ما را از کانون وبلاگ نویسان مذهبی می شنوید...!
دو حالت که بیش تر ندارد.یا این متن را نمی خوانی و یک راست می روی سراغ کامنت ها و برای بیش تر شدن بازدید کننده هایت - که این روزها خیلی علاقه داری کامنت ها تصاعدی بالا برود - کامنت می گذاری که:"مطلبت خیلی قشنگ بود.کولاک کردی.به من هم سر بزن.خوشحال می شم."غافل از این که این پست را مدیریت این وبلاگ به اختیار خود و به دعوت کانون وبلاگ نویسان مذهبی منتشر کرده است.
حالت دوم هم این است که دست و پا شکسته یا درست و حسابی این متن را می خوانی و کامنت می گذاری:"این ها یعنی چه؟"...یا این که "از وبلاگ تو بعید بود طرفداری یه گروه رو بکنی"...
خلاصه!خوانده یا نخوانده،موافق یا مخالف؛می خواهیم خبری را به گوشتان برسانیم.همه گوش ها جلو...جلوتر...!!:
کانون وبلاگ نویسان مذهبی از عید غدیر افتتاح شده و تا الآن فعالیتش را با عضویت 360 کاربر ادامه می دهد.واقعیتش را بخواهید می خواهیم بچه های وبلاگ نویس،به خصوص کسانی که مذهبی نویس هستند را در مکانی دور هم جمع کنیم تا با هم باشند و هم کمی یاد بگیرند که وبلاگ چیست - نه این که قبلا نمی دانستند - هم مسائلی که قرار است بدانند را در آن جا ببینند و بخوانند و نظر بدهند و هم این که در این دنیای بزرگ،اعلام موجودیت بنمایند.تعریف ما هم از مذهب خیلی وسیع تر از آن است که شما فکرش را بکنید.
از شما چه پنهان،انجمن هایمان برای فعالیت پایه می خواهند.کسانی را می خواهند که حرف برای گفتن داشته باشند.کسانی که دوست داشته باشند که درباره ی مسائل روز جامعه شان،تحلیل داشته باشند.و...
این همه مطلب را بلغور کردیم که بگوییم:شما پایه اید؟
اگر هستید:بسم الله
اگر نیستید:...چه بگویم؟خداحافظ؟؟...نه!!سلاااام!!!


 
 

|+| نوشته شده توسط در 86/03/04 ساعت 16:30 |